آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
آهنگ های ویژه
Best Posts
کاشت مو
بهترین سایت کاشت مو با کمترین قیمت
تبلیغات شما
تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
YourSite.Com
تبلیغات شما
تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
YourSite.Com
تبلیغات شما
تبلیغات شما در این مکان, ماهانه 5.000 تومان
YourSite.Com
تمام زندگی حضرت زهرا (س) جلوه بندگی خداست/ فاطمه(س) الگوی کامل و کارآمد

خبرگزاری میزان- تمام زندگی حضرت زهرا (س) جلوه بندگی خداست. چیزی که باید در متن زندگی حضرت زهرا(س) از آن الهام بگیریم این است که همه آنچه در زندگی ما رخ می دهد در مسیر بندگی خدا قرار دهیم.

تمام زندگی حضرت زهرا (س) جلوه بندگی خداست/ فاطمه(س) الگوی کامل و کارآمد به گزارش خبرنگار فرهنگی میزان، به مناسبت ایام شهادت غم انگیز سرور زنان عالم، دخت نبی مکرم، همسر علی مرتضی و مادر سید جوانان اهل بهشت ، در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد رودگر دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به بررسی ذره ای از وجود متعالی آن بنده پاک و برگزیده خداوند پرداختیم.

میزان-فاطمه زهرا الگوی کامل و کارآمد سبک زندگی اسلامی است. بحث را از حدیث نورانی و الهام بخش و معرفت زا از وجود امام زمان (عج) آغاز می کنیم که، ایشان فرموده اند: اسوه من دختر رسول خداست. لطفا در مورد این بیان گهربار حضرت توضیحاتی بفرمائید؟

این حدیث هدایتگر برای همه ماست که دوست داریم زندگی اسلامی و مهدوی داشته باشیم، اگر از وجود امام زمان(عج) سوال شود که شما چه کسی را اسوه خود می دانید؟ فرمود اسوه من دختر رسول خداست، ” فی إبنَهِ رسُولِ اللهِ (صل الله علیه و آله) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ فی إبنَهِ رسُولِ اللهِ (صل الله علیه و آله) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ فی إبنَهِ رسُولِ اللهِ (صل الله علیه و آله) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ “و فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه” [۲] این موضوع نکات عمیق و لطیفی در بر دارد. این تعبیر، تعبیر حساب شده  و درس آموزی است. مکتب پیامبر اسلام(ص)، منطق و سیره علمی و عملی ایشان در همین حیات طیبه فاطمه زهرا(س) متجلی و متبلور است.

خداوند در سوره احزاب می فرماید: پیامبر اسوه حسنه است” لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه ” [۳] . امام زمان(عج) هم فرمودند: اسوه من دختر رسول خداست و این نشان دهنده ارتباط بین این دو است. همه حرکات و سکنات فاطمه زهرا(س) و همه ابعاد زندگیش، نماد و نمودی از مجموعه زندگی پربرکت پیامبر اعظم (ص) است که می تواند همه ابعاد زندگی ما را تحت پوشش قرار دهد. او انسان کامل مکمل است یعنی در همه جهات کامل است و ما باید از هر جهتی به این تابلوی تمام عیار و این نقشه الهی برای زیست مومنانه و دینی و معنوی و اجتماعی در ابعاد مختلف بهره ببریم، آینه تمام عیاری است که در پیش روی ما قرار گرفته و همه زنان و مردان، جوانان و همه اقشار جامعه از هر نوع و شکل وزبانی در هر موقعیتی شخصیتی که می تواند الگوی کامل و کارآمد زندگی او قرار گیرد و سبک زندگی او را تعریف و تعیین کند و ما براساس آن تعریف و تنظیم ها خودمان را به حیات و زندگی خود را ساماندهی کنیم همان زیست طیبه و حیات طیبه فاطمه زهرا(س) است.

میزان-هر فرد چگونه و به چه شکلی می تواند حضرت را الگوی خود قرار دهد؟

زندگی ما می تواند در چهار رابطه کاملا مشخص تعریف و تنظیم شود: رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خودش، رابطه انسان با اجتماع و مردم و رابطه ما با جهان و عالم خلقت. دررابطه انسان با خدا، حضرت زهرا(س) در اوج رابطه با خداست. در مقام عبودیتی قرار گرفت که از رهگذر عبادت، بندگی و راز و نیازحاصل شد. این رابطه با خدا را که در قالب عبادت و راز و نیاز که شکل و شاکله بخشید و به عبودیت محض الهی دست پیدا کرد از مصادیق اتم عباد مخلص الهی است:” قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ” [۴] یا فرمود:” إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ” [۵] همانطوری که فرمود:” سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ” [۶] از مصادیق بارز ” فَادْخُلِی فِی عِبَادِی  وَادْخُلِی جَنَّتِی ” [۷] است. هیچ واژه ای شیرین تر از واژه عبد نیست. انسان به جایی برسد که خدا او را با این اصطلاح صدا کند و به اون اسم عبدالله اطلاق کند. عبد مطیع محض خداست.

تمام زندگی حضرت زهرا (س) جلوه بندگی خداست. چیزی که باید در متن زندگی حضرت زهرا(س) از آن الهام بگیریم این است که همه آنچه در زندگی ما رخ می دهد در مسیر بندگی خدا قرار دهیم، از سر عبودیت انجام بدهیم. حرف زدن و نشست و برخاست و همه ابعاد زندگی ما باید از رهگذر بندگی خدا باشد. آنجا که در باب ایثار و انفاق مصداقی بیان می کند از باب بندگی خدا است و هیچ چیز دیگری دخالت ندارد که انسان کاری کند که فقط رضای خدا و “وجه الله” را منظور کند. اینکه انسان  مقام اخلاص در عمل برسد و مُخْلَص (بفتح لام)(اخلاص فعلی) بشود و ارتقای وجودی بیابد و حیات و هستی خود را فانی در راه خدا کند و به مقام مُخْلَص (بفتح لام)(اخلاص ذاتی) شدنی است اما بسیار صعب است. کسی که اینگونه باشد دیگران را هم به سمت بندگی خدا سوق می دهد و شرایط زندگی خود را طوری شکل می دهد تا دیگران متن زندگی وی هم در مسیر بندگی خدا سوق پیدا کنند.

داستان ازدواج امیرالمومنین (ع) و فاطمه زهرا (س) را همه شنیده اند، فردای روز ازدواج که پیامبر وارد خانه ایشان می شود یکی از اولین سوالات این است که شما همسر خود را چگونه یافتید؟ امیرالمومنین (ع) می فرماید: او یاور خیلی خوبی در راه اطاعت خدا:”کیف وجدت أهلک یا ابن عم. فقال: نعم العون علی طاعه الله” [۸] . این نشان از خودساختگی و الهی بودن است. اینکه زن یا مرد نسبت به همسرش، مکمل هم باشند این زندگی دینی و زیست مومنانه است.

میزان-در ایام فاطمیه هستیم، چگونه می توان ارتباط عاطفی و روحی با ایشان برقرار کرد؛ خصوصا در این ایام؟

یکی از مهمترین اهداف در ایام فاطمیه در کنار ارتباط عاشقانه و محبانه، اما این ارتباط باید به یک ارتباط عاقلانه، عارفانه و معرفت محور تبدیل شود و طوری زندگی ما را طوری دگرگون کند که بتوانیم خودآزمایی داشته باشیم که تا سال آینده تغییرات  آن را احساس کنیم. یکی از ثمرات ایام فاطمیه هم باید همین باشد که زندگی ما جلوه ای از زندگی اهل بیت(ع) باشد. فاطمه زهرا(س) الگوی کامل و کارآمد است. مشروط براینکه رابطه عقلی معرفتی را در کنار رابطه حبی با متن زندگی ایشان برقرار کنیم.

منابعی که از حضرت زهرا(س) در اختیار ما است، به ویژه خطبه معروف فدک که به گفته بزرگان دائره المعارفی از مجموعه اسلام در اصول و فروع است با آن مأنوس شویم. اگر در خانواده ها در ایام فاطمیه خطبه های حضرت زهرا را مرور کنند یکی از راه های تببین سبک زندگی اسلامی است. اینکه انسان هر از گاهی بخشی از دعاهای حضرت زهرا (س) که مملو معارف الهی است که باید از آن استفاده کند و از آن ها معروف نباشد، اینها روابط معرفتی است. یکی بنده خداست که رابطه درون خانواده که بنیاد زندگی یک فرد را می تواند تشکیل دهد آن رابطه عاشقانه و محبانه که بین حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) وجود داشت، تکریم و عرض محبت با چه ادبیاتی و ناظربه چه حقایقی است. رابطه فراتر از یک رابطه ظاهری است، و رابطه امام و ماموم است. تاریخ زندگی این شخصیت های نورانی را در ذهن تداعی کنیم و به معانی و تعابیر آن فکر کنیم. سبک زندگی اسلامی که همه شئون را در بر می گیرد. امیرالمومنین(ع) درباره حضرت زهرا(س) می فرماید: هر بار به او نگاه می کردم همه غم‌ها و ناراحتی‌هایم برطرف می شد.

میزان-حضرت زهرا(س) دفاع از ولایت را به شکلهای مختلفی بروز دادند، در مورد این نقش حضرت توضیح می دهید؟

سبک زندگی حضرت زهرا (س)  یک رابطه شخصی با خدا نبوده بلکه رابطه خود با جامعه هم از تکالیفی است که برعهده ایشان است، به عنوان یک زن اسوه همه جانبه است. همه نقشها را کامل ایفا می کنند. یکی از مهمترین رسالتهایی فاطمه زهرا(س) بر دوش کشید جهاد تبیینی است. این واژه قرآنی است که رهبر معظم انقلاب وارد ادبیات سیاسی ـ اجتماعی کردند. فاطمه زهرا (س) این نقش را ایفا می کردند. وقتی زنان مهاجر و انصار به عیادت ایشان می روند، خطبه ای را می خوانند و سخنرانی می کنند که در پاسخ به این زنان است. ایشان بحث مفصلی درباره جریان انحرافی و شرایط موجود از همسران همین زنان بیان می کنند:” خطبه حضرت زهرا(س) در جمع زنان مهاجر و انصار خطبتها علیهاالسلام فی مرضها لنساء المهاجرین والانصار قال سوید بن غفله: لمّا مرضت فاطمه علیهاالسلام المرضه الّتی توفّیت فیها، دخلت علیها نساء المهاجرین و الانصار یعدنها، فقلن لها: کیف أصبحت من علّتک یا ابنه رسول‏اللَّه؟ فحمدت اللَّه و صلّت علی أبیها، ثم قالت:

خطبه آن حضرت در بیماریش برای زنان مهاجرین و انصار سوید بن غفله گوید: هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام بیمار شد، به همان بیماری که در اثر آن از دنیا رفت، زنان مهاجرین و انصار به عیادت ایشان آمده و گفتند: ای دختر پیامبر خدا با این بیماری حالت چطور است؟ آن حضرت حمد و سپاس الهی را گفته و برپدرش درود فرستاد و فرمود:اَصْبَحْتُ وَاللَّهِ عائِفَهً لِدُنْیا کُنَّ، قالِیَهً لِرِجالِکُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ، وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعْبِ بَعْدَ الْجِدِّ، وَ قَرْعِ الصَّفاهِ وَ صَدْعِ الْقَناهِ، وَ خَطَلِ الْاراءِ وَ زَلَلِ الْاَهْواءِ، وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ اَنْفُسُهُمْ اَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ، وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ، لا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدَتْهُمْ رِبْقَتُها وَ حَمَّلَتْهُمْ اَوْقَتُها، وَ شَنَّنَتْ عَلَیْهِمْ عارَتُها، فَجِدْعاً وَ عَقْراً وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمینَ. وَ یْحَهُمْ اَنَّی زَحْزِحُوها عَنْ رَواسِی الرِّسالَهِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّهِ وَ الدِّلالَهِ، وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْاَمینِ وَ الطِّبّینِ بِاُمُورِالدُّنْیا وَ الدّینِ، اَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ، وَ مَا الَّذی نَقِمُوا مِنْ اَبِی‏الْحَسَنِ عَلَیْهِ‏السَّلامُ، نَقِمُوا وَاللَّهِ مِنْهُ نَکیرَ سَیْفِهِ، وَ قِلَّهَ مُبالاتِهِ لِحَتْفِهِ، وَ شِدَّهَ وَ طْأَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فی ذاتِ اللَّهِ.

وَ تَا للَّهِ لَوْ مالُوا عَنِ الْمَحَجَّهِ اللاَّئِحَهِ، وَ زالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهِ الْواضِحَهِ لَرَدَّهُمْ اِلَیْها وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْها،وَ لَسارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً، لایَکْلَمُ خُشاشُهُ، وَ لا یَکِلُّ سائِرُهُ، وَ لا یَمِلُّ راکِبُهُ، وَ لَاَوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً نَمیراً صافِیاً رَوِیّاً، تَطْفَحُ ضِفَّتاهُ وَ لا یَتَرَنَّقُ جانِباهُ، وَ لَاَ صْدَرَهُمْ بِطاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً. بخدا سوگند صبح کردم در حالی که نسبت به دنیای شما بی‏ میل و نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خویش بدور افکنده، و بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزیدم، پس چه زشت است کندی شمشیرها و سستی بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شکاف نیزه‏ها وفساد آراء و انحراف انگیزه‏ ها، و چه زشت است ذخیره‏هائی که پیش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بدون شک مسئولیت این عمل بعهده ایشان بود و سنگینی آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگیرشان می‏گردد، پس این شتر بینی‏بریده و زخم‏ خورده باشد، و گروه ستمکاران از رحمت الهی بدورند.

وای بر آنان، چگونه خلافت را از مواضع ثابت و بنیانهای نبوت و ارشاد، و محل هبوط جبرئیل، و آگاهان به امور دین و دنیا دور ساختند، آگاه باشید که این زیان بزرگی است، و چه عیبی از علی علیه‏السلام گرفتند، بخدا سوگند عیب او شمشیر براّنش، و بی‏اعتنائی به مرگ، و شدّت برخوردش، و عقوبت دردناکش، و اینکه غضبش در راه رضای الهی بود.

بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذیرش طریق مستقیم کناره می‏گرفتند، آنان را بسوی آن آورده و بر آن وامی‏داشت، و به سهولت براهشان می‏برد، و این شتر را سالم به مقصد می‏رساند، که راهبرش را دچار زحمت نکند و سواره‏اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنی می‏رساند، که آبش صاف و فراوان بوده و از آن لبریز باشد و هرگز کدر نگردد، و ایشان را از آنجا سیراب بیرون می‏آورد، و در پنهان و آشکار برایشان ناصح بود. وَ لَمْ یَکُنْ یَتَحَلَّی مِنَ الدُّنْیا بِطائِلٍ، وَ لا یَحْظی مِنْها بِنائِلٍ، غَیْرَ رَیِّ النَّاهِلِ وَ شَبْعَهِ الْکافِلِ، وَ لَبانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصَّادِقُ مِنَ الْکاذِبِ.

وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُری امَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات ٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ، وَ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْ هوُلاءِ سَیُصیبُهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزینَ. اَلا هَلُمَّ فَاسْمَعْ، وَ ما عِشْتَ اَراکَ الدَّهْرَ عَجَباً، وَ اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ، لَیْتَ شِعْری اِلی اَیِّ سِنادٍ اسْتَنَدوُا، وَ اِلی اَیِّ عِمادٍ اِعْتَمَدُوا، وَ بِاَیَّهِ عُرْوَهٍ تَمَسَّکُوا، وَ عَلی اَیَّهِ ذُرِّیَّهٍ اَقْدَمُوا وَاحْتَنَکُوا؟ لَبِئْسَ الْمَوْلی وَ لَبِئْسَ الْعَشیرُ، وَبِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً. اِسْتَبْدَلوُا وَاللَّهِ الذَّنابی بِالْقَوادِمِ، وَالْعَجُزَ بِالْکاهِلِ، فَرَغْماً لِمُعاطِسِ قَوْمٍ یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً، اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُونَ، وَیْحَهُمْ اَفَمَنْ یَهْدی اِلی الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمَّنْ لاَیهِدّی اِلاَّ اَنْ یُهْدی، فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ.

اگر او در محل خلافت می‏نشست هرگز ثروت دنیوی برای خود قرار نمی‏داد، و از آن بهره فراوانی برنمی‏داشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگی و رفع گرسنگی، و به ایشان می‏شناساند تا بین زاهد و دنیاپرست، و راستگو و دروغگو تشخیص دهند. و اگر ملّتها ایمان آورده و تقوی پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنان فرومی‏ریختیم، ولکن آیات الهی را تکذیب کردند و از اینرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختیم، و کسانی که از این گروه ستم نمودند نتایج زشتی کارشان بزودی دامنگیرشان شده و هرگز بر ما غالب و پیروز نخواهند شد. آگاه باش، بیا و بشنو، هرچه زندگی کنی روزگار عجائبی را بتو نشان خواهد داد، و اگر تعجب کنی، گفتار اینان تعجب‏آور است، ای کاش می‏دانستم که به چه پناهگاهی پناهنده شده، و به کدام ستونی تکیه داده، و بر کدام فرزندانی تجاوز نموده و استیلا جسته‏اند؟ چه بد رهبر و دوستی را انتخاب کرده‏اند، و برای ستمکاران بد بدلی است. بخدا سوگند، بجای پرهای بزرگ، روی بال دم را انتخاب، و بجای پشت، دم را برگزیدند، ذلیل گردد قومی که می‏پندارد با این اعمال کار خوبی انجام داده است، بدانید که اینان فاسدند اما نمی‏دانند، وای بر اینان، آیا کسی که هدایت یافته سزاوار پیروی است، یا کسی که هدایت نیافته و نیازمند هدایت است، وای بر شما چگونه حکم می‏کنید. اَما لَعَمْری لَقَدْ لَقَحَتْ، فَنَظِرَهٌ رَیْثَما تُنْتِجُ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْاَ الْقَعْبِ دَماً عَبیطاً وَ ذِعافاً مُبیداً، هُنالِکَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یَعْرِفُ التَّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَّ الْاَوَّلُونَ، ثُمَّ طیبُوا عَنْ دُنْیاکُمْ اَنْفُساً وَاطْمَئِنُّوا لِلْفِتْنَهِ جاشاً، وَ اَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارمٍ وَ سَطْوَهٍ مَعْتَدٍ غاشِمٍ، وَ بِهَرَجٍ شامِلٍ، وَ اسْتِبْدادٍ مِنَ الظَّالِمینَ، یَدَعُ فَیْئَکُمْ زَهیداً، وَ جَمْعَکُمْ حَصیداً، فَیا حَسْرَتا لَکُمْ، وَ اَنَّی بِکُمْ وَ قَدْ عُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ، اَنُلْزِمُکُمُوها وَ اَنْتُمْ لَها کارِهُونَ. قال سوید بن غفله: فأعادت النساء قولها علیهاالسلام علی رجالهنّ، فجاء الیها قوم من المهاجرین و الانصار معتذرین، و قالوا: یا سیده النساء لو کان أبوالحسن ذکر لنا هذا الامر قبل أن یبرم العهد و یحکم العقد لما عدلنا عنه الی غیره. فقالت علیهاالسلام: اِلَیْکُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذیرِکُمْ، وَ لا اَمْرَ بَعْدَ تَقْصیرِکُمْ. بجان خودم سوگند، نطفه این فساد بسته شد، در انتظار باشید تا این مرض فساد در پیکر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شیر خون تازه و زهری هلاک‏کننده بدوشید، در اینجاست که رهپیمایان راه باطل زیانکار شده، و آیندگان عاقبت اعمال گذشتگان را می‏یابند، آنگاه جانتان با دنیایتان، و قلبتان با فتنه‏ها آرام می‏گیرد، و بشارت باد شما را به شمشیرهای کشیده و حمله متجاوز ستمکار، و به هرج و مرج عمومی و استبداد زورگویان، که حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را بوسیله شمشیرهایش درو خواهد کرد، پس حسرت بر شما باد که کارتان به کجا می‏رسد، آیا من می‏توانم شما را به کاری وادارم که از آن روی گردانید. سوید بن غفله گوید: زنان سخنان آن حضرت را برای شوهرانشان بازگو کردند، گروهی از مهاجرین و انصار برای عذرخواهی نزد ایشان آمده و گفتند: ای سرور زنان، اگر حضرت علی علیه‏السلام این مطالب را قبل از بیعت با ابوبکر برایمان می‏گفت کسی را بر او ترجیح نمی‏دادیم. آن حضرت فرمود: از نزدم دور شوید، بعد از ارتکاب گناه و سهل‏انگاری، عذرخواهی برای شما مفهومی ندارد [۹] . در منازل آن ها با زنان صحبت می کنند و مسایل سیاسی- اجتماعی را تبیین می کنند، وقتی از عفت حضرت زهرا (س) احادیث و روایات زیادی گفته می شود از این مسایل هم گفته شود.

زندگی حضرت را نمی توان جزیره ای دید بلکه باید منظومه‌وار همه ابعاد و ساحت ها را دید چرا که متناظر با هم هستند. هر قسمت، قسمت دیگر در ارتباط با هم تفسیر و تبیین می شود. در این صورت اگر حیات طیبه حضرت را با ادبیات زمان تبیین کنیم کارآمدی خاص خود را خواهد داشت. اینکه فقط جنبه های ملکوتی و ماورالطبیعی یا صرفا شخصی حضرت بپردازیم درست نیست، حضرت زهرا(س) است که وقتی سلمان برای دیدشان به منزلشان نمی‌آید می فرمایند: چند روز است شما را ندیدم دلم برای شما تنگ شده است. آیا این تفسیر سلمان منا اهل البیت نیست؟! این حرف زدن باید تفسیر شود. وقتی همه اجزای حیات حضرت را ببینیم آن وقت این الگو درست معنا و تفسیر می شود. نباید به یک بعد نظر داشته باشیم. باید همه زوایا را ببینیم.

میزان -در پایان اگر نکته خاصی دارید، بفرمائید؟

اگر دنبال زندگی مهدوی هستیم و می خواهیم در رکاب حضرت باشیم راه همین است. انقلابی بودن به این معناست. انقلابی، متعبدانه و متشرعانه مبتنی بر عقلانیت دینی و وحیانی است نه انقلابی کور و تهی از معرفت و بصیرت که خیلی ها را به افراط و تفریط کشانده است. در تاریخ پر است از این تجربیات، کسانی که سالهای پیش در نشریاتشان رهبری را امام خامنه ای نامیدند و الان به کجا رسیدند؟! انقلابی با بصیرت، متشرع، متعبد، نه انقلابی که به نام انقلابی‌گری ترور شخصیت کند و در زندگی شخصی خود ناموفق باشد. امیدواریم که این نوع از سبک زندگی که سبک وحیانی است در زندگی خود پیاده کنیم آن وقت اشکهای ما از یک طرف و از طرف دیگر شادی ما، همه آن فعل و انفعلات زندگی ما معنادار خواهد شد.

[۱] حر عاملی، الانتصار، جلد ۷، صفحه Û²Û³Û· محمد فاضل مسعودی ،الاسرار الفاطمیه، ص ۹۹

[۲] مجلسی، بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۷۸

[۳] احزاب ۲۱

[۴] حجر-Û³Û¹ و۴۰

[۵] یوسف-Û²Û´

[۶] صافات-۱۵۹ و ۱۶۰

[۷] فجر-۲۹-۳۰

[۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۱۱۷

[۹] طبرسی،الاحتجاج، ج۱، صص۲۹۲-۲۸۶، قم: اسوه، ششم، ۱۳۸۰ه.Ø´

 ارسال در حدود 2 هفته قبل  ادامه مطلب »